«من انگلیسی را میفهمم، اما نمیتوانم صحبت کنم!»
این جمله برای بسیاری از زبانآموزان آشناست.
«سارا» یکی از همین زبانآموزان بود. او سالها زبان انگلیسی خوانده بود، بسیاری از قواعد گرامری را میدانست و هنگام خواندن متنهای انگلیسی، بخش زیادی از مطالب را متوجه میشد. با این حال، وقتی نوبت به صحبت کردن میرسید، همه چیز تغییر میکرد. وقتی کسی از او سؤال انگلیسی میپرسید، ابتدا پاسخ را در ذهنش به فارسی آماده میکرد و سپس تلاش میکرد آن را به انگلیسی ترجمه کند. در نتیجه، چند ثانیه طول میکشید تا بتواند پاسخ دهد و گاهی نیز به دلیل ترس از اشتباه، ترجیح میداد اصلاً صحبت نکند.
ترس از اشتباه؛ بزرگترین مانع
سارا بیش از آنکه از زبان انگلیسی بترسد، از اشتباه کردن میترسید.
او همیشه فکر میکرد:
«اگر جملهام اشتباه باشد چه؟»
«اگر بقیه به من بخندند چکار کنم؟»
این سوالات باعث شد که سارا با وجود دانش زبانی مناسب، فرصتهای زیادی برای صحبت کردن را از دست بدهد.
اما یک روز تصمیم گرفت این شرایط را تغییر دهد.
اولین قدم؛ صحبت کردن بدون ترس
سارا در کلاس جدیدش متوجه شد که قرار نیست از همان ابتدا بدون اشتباه صحبت کند. بلکه هدف اصلی این بود که بتواند منظور خود را منتقل کند و بهتدریج اشتباهاتش را اصلاح کند.
مدرس از زبانآموزان میخواست درباره موضوعات ساده صحبت کنند؛ از برنامه روزانه گرفته تا خانواده، علایق، سفر و فیلمهای مورد علاقه.
در ابتدا، صحبت کردن برای سارا دشوار بود. او جملههای کوتاهی میگفت و گاهی برای پیدا کردن کلمات مناسب مکث میکرد. با این حال، هر بار تلاش میکرد کمی بیشتر صحبت کند.
تمرین کوچک، پیشرفت بزرگ
سارا تصمیم گرفت علاوه بر کلاس، هر روز فقط ۲۰ دقیقه برای زبان وقت بگذارد.
ابتدا پنج واژه یا عبارت جدید یاد میگرفت. سپس چند دقیقه به یک فایل صوتی انگلیسی گوش میداد. بعد از آن، درباره موضوعی ساده با صدای بلند صحبت میکرد و صدای خودش را ضبط میکرد.
در نهایت، چند دقیقه را به مرور مطالب همان روز اختصاص میداد.
این برنامه ساده، کمکم به یک عادت روزانه تبدیل شد.
اولین تغییرها
پس از چند هفته، اتفاق جالبی افتاد.
سارا متوجه شد که بعضی جملهها بدون ترجمه کردن در ذهنش شکل میگیرند. علاوه بر این، هنگام گوش دادن به مکالمات انگلیسی، کلمات بیشتری را تشخیص میداد.
او هنوز اشتباه میکرد، اما دیگر از اشتباه کردن نمیترسید.
در واقع، متوجه شده بود که اشتباه بخشی از مسیر یادگیری است.
اولین مکالمه واقعی
چند ماه بعد، سارا در یک فعالیت کلاسی باید درباره یک موضوع مورد علاقهاش چند دقیقه صحبت میکرد.
این بار خبری از سکوتهای طولانی و ترجمه ذهنی نبود.
او صحبت کرد، مثال زد، نظرش را بیان کرد و حتی وقتی واژهای را فراموش کرد، توانست با استفاده از کلمات دیگری منظورش را توضیح دهد.
وقتی صحبتش تمام شد، خودش بیش از همه تعجب کرده بود.
او متوجه شد که روان صحبت کردن به معنای بدون اشتباه صحبت کردن نیست؛ بلکه به این معنی است که بتوانی حتی با وجود اشتباهات، ارتباط برقرار کنی.
راز پیشرفت سارا چه بود؟
سارا یکشبه زبان انگلیسی را یاد نگرفت. در واقع، پیشرفت او نتیجه مجموعهای از تغییرات کوچک بود:
- هر روز تمرین کرد.
- از صحبت کردن نترسید.
- اشتباهات خود را پذیرفت.
- فقط گرامر مطالعه نکرد و از زبان استفاده کرد.
- به فایلهای صوتی و مکالمات انگلیسی گوش داد.
- واژگان جدید را در جمله به کار برد.
- از مدرس و همکلاسیهای خود بازخورد گرفت.
به همین دلیل، چیزی که در ابتدا برای او یک مانع بزرگ به نظر میرسید، بهتدریج به یک مهارت تبدیل شد.
مکالمه روان، یک مسیر است نه یک اتفاق
داستان سارا داستان بسیاری از زبانآموزان است. اگر شما هم زبان انگلیسی را میفهمید، اما هنگام صحبت کردن دچار استرس میشوید، بدانید که تنها نیستید.
مهمتر از همه، منتظر روزی نباشید که «کاملاً آماده» باشید تا صحبت کردن را شروع کنید. بلکه از همین امروز با چند جمله ساده شروع کنید.
هر روز کمی گوش دهید، کمی بخوانید، چند واژه جدید یاد بگیرید و مهمتر از همه، صحبت کنید.
در نهایت، همین قدمهای کوچک و مداوم میتوانند شما را از ترس صحبت کردن به سمت اعتمادبهنفس و مکالمه روان هدایت کنند.
نقش یک محیط آموزشی مناسب
یادگیری فردی اهمیت زیادی دارد؛ با این حال، داشتن یک محیط آموزشی مناسب میتواند این مسیر را بسیار آسانتر کند. در کلاسهای تعاملی، زبانآموز فرصت دارد بدون ترس از قضاوت، صحبت کند، اشتباه کند، بازخورد بگیرد و دوباره تلاش کند.
در مؤسسه بینالمللی خوارزمی، تلاش میشود کلاسهای زبان به محیطی پویا و تعاملی تبدیل شوند؛ بهگونهای که زبانآموزان فرصت کافی برای مکالمه، فعالیتهای گروهی و استفاده عملی از زبان انگلیسی داشته باشند.
بنابراین، اگر هدف شما فقط یادگیری قواعد زبان نیست و میخواهید بتوانید انگلیسی را با اعتمادبهنفس در موقعیتهای واقعی به کار ببرید، تمرین مستمر و حضور در یک محیط آموزشی مناسب میتواند نقطه شروع خوبی باشد.
یک سؤال از شما
اگر امروز فقط یک جمله انگلیسی بدون ترس از اشتباه بگویید، آن جمله چه خواهد بود؟
شاید همین یک جمله، اولین قدم شما برای تبدیل شدن از یک زبانآموز خجالتی به یک انگلیسیزبان بااعتمادبهنفس باشد.


بدون دیدگاه