نگاهی به درک کلمات انگلیسی ناشناخته در متن بدون رجوع به دیکشنری


حتما هنگام خواندن یک متن انگلیسی با کلمه‌ای مواجه شده‌اید که معنی آن را نمی‌دانستید.

واکنش بسیاری از زبان‌آموزان این است که بلافاصله سراغ دیکشنری می‌روند. استفاده از فرهنگ لغت بسیار مفید است، اما آیا واقعاً لازم است برای هر کلمه ناآشنا دیکشنری را باز کنیم؟

پاسخ معمولاً «نه» است.

یکی از مهارت‌های مهم در یادگیری زبان انگلیسی، توانایی حدس زدن معنی کلمات از روی متن است. این مهارت به شما کمک می‌کند سریع‌تر بخوانید، وابستگی کمتری به ترجمه داشته باشید و کلمات جدید را بهتر در ذهن خود نگه دارید.

چرا نباید معنی هر کلمه را فوراً در دیکشنری پیدا کنیم؟

فرض کنید در حال خواندن یک مقاله هستید و در هر جمله یک یا دو کلمه ناآشنا پیدا می‌کنید.

اگر برای هر کلمه خواندن را متوقف کنید، روند مطالعه شما ممکن است چنین شود:

Reading → Unknown word → Dictionary → Translation → Reading → Unknown word → Dictionary

در نتیجه، تمرکز شما از مفهوم اصلی متن به ترجمه تک‌تک کلمات منتقل می‌شود.

در مقابل، اگر ابتدا تلاش کنید معنی واژه را از متن حدس بزنید، خواندن شما فعال‌تر می‌شود.

البته این به معنی کنار گذاشتن دیکشنری نیست. دیکشنری همچنان ابزار بسیار مهمی است؛ اما بهتر است در زمان مناسب و به شکل درست از آن استفاده کنیم.

روش اول: از معنی جمله کمک بگیرید

اولین و ساده‌ترین روش، توجه به کلمات و جمله‌های اطراف واژه ناآشناست.

به این مثال توجه کنید:

Tom was exhausted after working for twelve hours, so he went straight to bed.

فرض کنید معنی exhausted را نمی‌دانید.

آیا می‌توانید معنی آن را حدس بزنید؟

عبارت after working for twelve hours و همچنین went straight to bed اطلاعاتی درباره وضعیت Tom به ما می‌دهند.

بنابراین می‌توانیم حدس بزنیم که exhausted به معنی «بسیار خسته» است.

در این روش، لازم نیست ابتدا معنی دقیق فارسی را پیدا کنید. کافی است مفهوم تقریبی کلمه را بفهمید.

روش دوم: به کلمات اطراف توجه کنید

گاهی اوقات کلمات اطراف واژه جدید، سرنخ‌های بسیار خوبی در اختیار ما قرار می‌دهند.

برای مثال:

The restaurant was enormous. It had more than 500 tables and several large dining rooms.

اگر معنی enormous را ندانید، اطلاعات جمله دوم به شما کمک می‌کند.

وجود ۵۰۰ میز و چند سالن بزرگ نشان می‌دهد که رستوران احتمالاً بسیار بزرگ است.

بنابراین:

enormous = very large

این روش به‌خصوص هنگام خواندن متن‌های طولانی بسیار مفید است.

روش سوم: به تضادها توجه کنید

گاهی نویسنده برای توضیح یک کلمه از یک مفهوم متضاد استفاده می‌کند.

مثلاً:

Unlike his outgoing brother, Ali is very reserved.

حتی اگر معنی reserved را ندانید، عبارت Unlike his outgoing brother یک سرنخ مهم به شما می‌دهد.

اگر outgoing به فردی اجتماعی و راحت در ارتباط با دیگران اشاره کند، می‌توان حدس زد که reserved معنایی نزدیک به «کم‌حرف، محتاط یا درون‌گرا» دارد.

به کلماتی مانند این‌ها توجه کنید:

  • but
  • however
  • unlike
  • although
  • while
  • instead

این کلمات گاهی رابطه میان دو مفهوم را نشان می‌دهند.

روش چهارم: به مثال‌ها توجه کنید

نویسنده گاهی بعد از یک کلمه، مثال‌هایی ارائه می‌کند که معنی آن را روشن می‌کنند.

برای مثال:

Many beverages, such as tea, coffee, and fruit juice, contain water.

اگر معنی beverages را ندانید، مثال‌های بعد از such as به شما کمک می‌کنند.

چای، قهوه و آبمیوه همگی نوعی نوشیدنی هستند.

پس:

beverages = drinks

به عبارت‌هایی مانند این‌ها توجه کنید:

  • for example
  • for instance
  • such as
  • including

این عبارت‌ها معمولاً قبل یا بعد از مثال‌ها دیده می‌شوند.

روش پنجم: ساختار کلمه را بررسی کنید

گاهی لازم نیست فقط به جمله نگاه کنیم. خود کلمه نیز می‌تواند سرنخ‌هایی درباره معنی آن به ما بدهد.

بسیاری از کلمات انگلیسی از بخش‌های مختلفی مانند prefix، root و suffix تشکیل شده‌اند.

برای مثال:

unhappy

می‌توانیم آن را به شکل زیر بررسی کنیم:

un + happy

پیشوند un- در بسیاری از کلمات معنای منفی ایجاد می‌کند.

بنابراین اگر معنی happy را بدانیم، می‌توانیم حدس بزنیم:

unhappy = not happy

مثال دیگر:

impossible

possible → impossible

پیشوند im- در اینجا مفهوم منفی ایجاد می‌کند.

بنابراین:

impossible = not possible

شناخت پیشوندها و پسوندهای رایج می‌تواند به زبان‌آموز کمک کند تا با دیدن یک کلمه جدید، اطلاعات بیشتری درباره آن به دست آورد.

چند پیشوند مهم انگلیسی

شناخت برخی پیشوندهای رایج می‌تواند برای حدس زدن معنی کلمات مفید باشد.

Prefixمفهوم تقریبیمثال
un-notunhappy
im-notimpossible
re-againrewrite
pre-beforepreview
mis-wronglymisunderstand
over-too muchoverwork

البته باید توجه داشت که هر پیشوند همیشه دقیقاً یک معنی ثابت ندارد. بنابراین بهتر است از آن به عنوان یک سرنخ استفاده کنیم، نه یک قانون قطعی.

چند پسوند مهم انگلیسی

پسوندها نیز می‌توانند اطلاعاتی درباره نقش دستوری یا نوع کلمه در اختیار ما قرار دهند.

برای مثال:

-er
teacher, worker

-ness
happiness, kindness

-ment
development, improvement

-able
comfortable, readable

اگر زبان‌آموز این الگوها را بشناسد، هنگام مواجهه با کلمات جدید اطلاعات بیشتری برای حدس زدن در اختیار خواهد داشت.

آیا حدس ما همیشه درست است؟

خیر.

این نکته بسیار مهم است.

هدف از حدس زدن معنی یک کلمه این نیست که در تمام موارد معنی دقیق آن را پیدا کنیم.

گاهی ممکن است فقط بتوانیم مفهوم کلی را حدس بزنیم.

برای مثال، هنگام خواندن یک مقاله علمی ممکن است متوجه شویم یک کلمه به یک نوع ماده، فرایند یا ویژگی خاص اشاره می‌کند، اما معنی دقیق آن را ندانیم.

در چنین شرایطی می‌توانیم ابتدا به خواندن ادامه دهیم.

اگر آن کلمه چند بار تکرار شد یا برای فهم متن ضروری بود، آن زمان می‌توانیم به دیکشنری مراجعه کنیم.

چه زمانی باید از دیکشنری استفاده کنیم؟

دیکشنری همچنان یکی از مهم‌ترین ابزارهای زبان‌آموز است.

بهتر است زمانی از دیکشنری استفاده کنیم که:

  • کلمه برای درک متن ضروری است.
  • چند بار در متن تکرار شده است.
  • از روی متن نمی‌توانیم معنی آن را حدس بزنیم.
  • می‌خواهیم تلفظ آن را بدانیم.
  • می‌خواهیم نقش دستوری آن را بررسی کنیم.
  • می‌خواهیم نحوه استفاده از آن را در جمله یاد بگیریم.

پس هدف این نیست که بگوییم:

Don’t use a dictionary.

بلکه بهتر است بگوییم:

Use your dictionary wisely.

یک اشتباه رایج: حفظ کردن فقط ترجمه فارسی

فرض کنید کلمه issue را در دیکشنری پیدا کرده‌اید و فقط معنی «موضوع» را یادداشت کرده‌اید.

اما issue می‌تواند در بافت‌های مختلف معانی متفاوتی داشته باشد.

برای همین، هنگام یادگیری واژه بهتر است فقط ترجمه فارسی را حفظ نکنید.

به این موارد نیز توجه کنید:

Word: issue

Meaning: موضوع / مسئله

Example:
This is an important issue.

Collocation:
a serious issue

به این ترتیب، کلمه را همراه با کاربرد آن یاد می‌گیرید.

یک تکنیک ساده: حدس بزن، بررسی کن، استفاده کن

برای تمرین این مهارت می‌توانید از یک روش سه‌مرحله‌ای استفاده کنید:

مرحله اول: حدس بزن

وقتی با کلمه جدید مواجه شدید، بلافاصله دیکشنری را باز نکنید.

ابتدا تلاش کنید معنی آن را از متن حدس بزنید.

مرحله دوم: بررسی کن

حالا معنی خود را با دیکشنری مقایسه کنید.

آیا حدس شما درست بود؟

آیا معنی دقیق‌تر از چیزی بود که تصور می‌کردید؟

مرحله سوم: استفاده کن

کلمه را در یک جمله جدید به کار ببرید.

برای مثال:

I need to improve my vocabulary.

سپس یک جمله شخصی‌تر بسازید:

I want to improve my English vocabulary this year.

این مرحله باعث می‌شود واژه از یک «اطلاعات جدید» به یک «واژه قابل استفاده» تبدیل شود.

تمرین پنج دقیقه‌ای برای زبان‌آموزان

برای تقویت این مهارت، روزانه فقط پنج دقیقه تمرین کنید.

یک متن کوتاه انگلیسی انتخاب کنید.

سپس:

۱. سه کلمه ناآشنا پیدا کنید.

۲. معنی آنها را بدون دیکشنری حدس بزنید.

۳. دلیل حدس خود را بنویسید.

۴. معنی را با دیکشنری بررسی کنید.

۵. برای هر کلمه یک جمله بنویسید.

برای مثال:

WordMy GuessDictionary MeaningMy Sentence
exhaustedvery tiredextremely tiredI was exhausted after work.
enormousvery bigextremely largeThe building is enormous.
improvebecome bettermake betterI want to improve my English.

این تمرین ساده می‌تواند به تدریج توانایی شما را در خواندن متون انگلیسی افزایش دهد.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *