یادگیری یک فرایند است. در هر فرایند عوامل و متغیرهایی در حال تعاملند. نوع و شدت تعامل، تغییرات گوناگونی را به دنبال میآورد. بررسی همه عوامل موثر در فرایند یادگیری زبان دوم ، امکان پذیر نیست.
مقایسه کودکان و دانش آموزان نشان میدهد توانایی کودکان در صحبت کردن، بیش از توانایی آنها در تلفظ صحیح کلمات، توجه کنیم که گاه کودکان در تکلم به زبان مادری خویش نیز لغاتی را اشتباه تلفظ میکنند. ( استفاده درست از دستور زبان (گرامر) و به خاطر سپردن لغات است و این نشان میدهد که فرآیند یادگیری زبان دوم در کودکان به سرعت آغاز میشود. اما با این همه نمی توان به طور قطع درباره فواید و اثرات آغاز آموزش زودهنگام زبان دوم نظری قطعی صادر کرد.
شروع سن یادگیری زبان دوم
بسیاری از پژوهشگران آغاز آموزش زبان دوم را پیش از شروع مدرسه و بسیاری از دوره ابتدایی میدانند، چرا که معتقدند جدا از سن، عوامل دیگری نیز در آموزش زبان دوم دخیل است. در حقیقت پاسخ قطعی به این پرسش که «بهترین سن شروع آموزش زبان دوم چه زمانی است؟» منوط به آن است که بدانیم هدف از آموزش زبان دوم چیست؟ به این معنی که اگر هدف تنها اثبات قدرت فراگیری بالای کودکان نسبت به ردههای سنی دیگر باشد، میتوان سرعت فراگیری در دوره کودکی را با این روش به اثبات رساند، اما اگر هدف، بررسی میزان فراگیری واقعی کودکان باشد، بی شک باید نکات دیگری را نیز در نحوه فراگیری و میزان فراگیری آنها مؤثر دانست.
مطالعاتی که توسط پرفسور سوزان فلین زبان شناس دانشگاه MIT انجام شده است اظهار می دارد که کودکانی که در حال یادگیری زبان دوم می باشند نسبت به سایرین دارای خلاقیت بسیار بیشتری می باشند و همچنین توانایی بسیار بالاتری در حل مسائل دارند. به عبارت دیگر یادگیری زبان دوم علاوه بر دانش های زبانی باعث پیشرفت و بهبود در سایر توانایی های انفرادی نیز می گردد. در ادامه ی این مطلب به بررسی مختصر برخی از تاثیرات یادگیری زبان دوم بر توانایی های کودک می پردازیم.
شکی نیست که ذهن یک کودک بسیار آماده تر از افراد بلوغ یافته برای یادگیری مطالب مختلف علی الخصوص یک زبان جدید می باشد، ولی بزرگترین مزیت یادگیری زبان انگلیسی در سنین ابتدایی لهجه ی فرد می باشد که بسیار مطلوبتر خواهد بود. در مطالعات دیگری که توسط یک تیم تحقیقاتی در دانشگاه واشنگتن انجام شده، نشان داده است که افرادی که در سنین کودکی یادگیری زبان دوم را آغاز کرده اند احتمال این که لهجه ای همانند یک غیر انگلیسی زبان داشته باشند بسیار کمتر از افرادی است که در سنین بزرگسالی شروع به این امر نموده اند.
این تحقیقات بیان می دارند که افزایش سن افراد سبب دشوارتر شدن تغییر عادتهای زبانی به لهجهی زبان دوم می گردد. بنابراین اولین دلیلی که ما را ترغیب می سازد تا کودکانمان را از سنین ابتدایی با زبان انگلیسی آشنا سازیم امتیاز بزرگ صحبت کردن همانند یک انگلیسی زبان می باشد.
نتایج حاصل از پژوهشها نشان میدهد هر چند الزامی به آغاز آموزش زبان دوم پیش از سن ۶ سالگی (آغاز مدرسه) نیست، اما کودکان در این دوره بیش از هر زمان دیگری فراگیری داشته و دروس آموزش داده شده را به سرعت به ذهن میسپارند.
پرسش ها
در حقیقت نخستین قدم، پاسخ به پرسشهایی است که میتواند خط مشی درست آموزش زبان دوم را مشخص کرده و فرآیند آموزش- فراگیری را در مسیری درست هدایت کند:
۱- آغاز آموزش زبان دوم چه سنی است؟
۲- چه روش تدریسی برای آموزش انتخاب شود؟
۳- استعداد و توانایی لازم برای یادگیری زبان دوم چقدر است؟ از منظری دیگر چه میزان استعداد توانایی برای یادگیری زبان دوم کافی و لازم است؟
آیا آموزش زبان دوم باید از سن بسیار پایین آغاز شود؟
این نظریه که کودکان به سرعت زبانی را که اطرافیان به آن زبان صحبت میکنند، فرا میگیرند به اثبات رسیده است و به همین ترتیب زبان دوم را نیز سریع تر از بزرگسالان میآموزند، اما آیا آموزش زبان دوم الزاماً باید از سن بسیار پایین آغاز شود؟؟
شروع زود هنگام برابر با موفقیت حتمی
کودکان فراگیری زبان را با دریافت و به خاطر سپردن کلمات که عموماً نیز برایشان نامفهوم و دشوار است، آغاز میکنند. بنابراین برای تسریع روند فراگیری برنامه منظم آموزشی و روش تدریس مناسب الزامی است تا ابهامات آنها برطرف شود. تدریس آسان و صحیح زبان نه تنها روند فراگیری کودکان را تسریع میبخشد، بلکه میتواند اشتیاق آنها را نیز برای فراگیری افزایش دهد. این نکته برای آموزش زبان به جوانان و نوجوانان نیز باید مدنظر قرار بگیرد.
تاثیر سن روی آموزش و در نهایت مهارت و تسلط فرد در فراگیری صددرصد نیست. از نگاهی دیگر آموزش زبان به بعضی از کودکان تنها در حد فراگیری تلفظ صحیح کلمات یا لهجه خوب و فراگیری دستور زبان خلاصه میشود، اما در عده ای دیگر از بزرگسالان آموزش زبان به حدی کامل است که آن را میتوان در حد تسلط به زبان مادری دانست، بنابراین صرف نظر از سن، عوامل دیگری نیز در آموزش زبان دوم دخیل است.
تفاوت یادگیری زبان دوم در کودکان و بزرگسالان به علایق این دو گروه بازمی گردد. در کودکان علاقه به فراگیری «لهجه» بیش از فراگیری لغات و دستور زبان (گرامر) است و به همین دلیل کودکان سریع تر از بزرگسالان از جهت «لهجه» پیشرفت کرده و میتوانند مانند افراد بومی با لهجه زبان مورد نظر تکلم کنند، اما روند فراگیری لغات و دستور زبان در بزرگسالان سریع تر از کودکان است.
اگر مهارت در فراگیری هدف باشد، آموزش زبان دوم به کودکان، آموزشی وابسته به سن است و لازم است تا با استفاده از مربیان مجرب، آموزش زبان دوم انجام شود.
از این رو برنامههای آموزشی باید با پیروی از این الگوها اجرا شود:
- تکمیل آموزش زبان دوم با ادغام آموزشهای پیشرفته و انتخاب بهترین شیوه آموزشی
- فرصت دادن به فراگیران برای درگیر شدن با مطالب آموزش داده شده از طریق مطالعه شخصی و تبادل نظر با همکلاسان
- ارتباط زبان آموزان با افرادی که زبان آموزش داده شده، زبان مادری آنهاست تا به این ترتیب آموزش زبان دوم تکمیل شود
- و تمرکز روی آموزش واقعی و آموزش دقیق مهارتها و نیازهای آموزشی کودکان به دور از حذف آموزشهای صحیح و دقیق به بهانه آسان کردن آموزش و یادگیری زبان دوم.
یکی از نکات مورد بحث و اختلاف، نگرانی والدین و آموزگاران از آموزش زبان دوم است؛ به این معنی که معتقدند توجه بیش از حد به یادگیری زبان دوم، عاملی جهت به تعویق افتادن آموزشهای دیگر، حتی زبان مادری است.
اما مطالعات نشان میدهد آموزش زبان دوم نه تنها باعث به تعویق افتادن فراگیری سایر درسها نمیشود، بلکه دانش آموزانی که زبان دوم را فرا میگیرند در درس ریاضی و درسهای شفاهی نسبت به همسالان خود سرآمد هستند و مهارت آنها در حل مسائل ریاضی و به خاطر سپردن درسهای حفظی بیش از کودکانی است که به اصطلاح یک زبانه بوده و غیر از زبان مادری، زبان دیگری را فرانگرفته اند. از سوی دیگر قدرت تجزیه و تحلیل و توان شناخت و تشخیص کودکان دوزبانه، بالاتر از کودکان یک زبانه گزارش شده است.
با این همه نباید چشم بر نواقص برنامههای مختلف و شیوههای مختلف آموزشی زبان دوم به ویژه برنامههایی که از آنها به عنوان روشهای برتر آموزش یاد میشود، بست. چرا که مطالعات نشان میدهد تعدادی از برنامههای اجرا شده در کانادا برای آموزش زبان فرانسه به عنوان زبان دوم به کودکان انگلیسی زبان و یا آموزش زبان انگلیسی به کودکانی که زبان مادری آنها غیر از زبان انگلیسی است، با شکست مواجه شده است.
بنابراین دقت در انتخاب برنامه و شیوه آموزشی یکی از نکات بسیار مهم، جدا از در نظر گرفتن سن زبان آموز است.
آموزش زبان دوم به پایه پیش دبستانی و دبستانی
جذابیت و ایجاد اشتیاق در دانش آموز و به طور کلی فراگیران اگر تنها راه مطمئن برای آموزش نباشد، اما بی تردید یکی از موثرترین شیوههای آموزشی است.
برای دانش آموزان بالاتر از پایه پیش دبستانی و دبستانی یا به عبارتی نوجوانان و جوانان، آموزش مؤثر عبارت است از:
- آموزش مستقیم زبان موردنظر
- آموزش منظم و برنامه ریزی شده قوانین و دستور زبان (گرامر)
- آموزش مکالمه زبان با صحبت کردن به زبان آموزشی در تمام طول مدت کلاس درس.
در واقع هدف از آموزش باید بر پایه فهماندن و فهمیدن دقیق مفاهیم درسی، به جای بیان کلیشه ای ساختارهای دستوری یا مکالمه ای زبان موردنظر استوار باشد.
تعادل در آموزش یکی از مهمترین نکات آموزشی است، چرا که تمرکز و تاکید بیش از حد روی مفاهیم درسی باعث از بین رفتن قدرت خلاقیت و نامتعادل شدن آموزش مفاهیم ساختاری میشود. از طرفی تمرکز بیش از حد روی مورد ذکر شده باعث افت مهارت مکالمه شده و تمرکز بیش از حد روی موارد ذکر شده، آموزش لغت را ناکام میکند.
از این رو لازم است آموزش به صورت هماهنگ و متعادل انجام شود، چرا که تمرکز روی هر بخش – مکالمه، دستور زبان یا آموزش لغت- باعث بی حوصلگی دانش آموز و افت شدید او میشود.
در یک برنامه آموزشی صحیح، اندکی تمرکز روی اصول دستور زبان ساختارهای دستوری- مکالمه ای زبان موردنظر میتواند استعدادهای دانش آموز را شکوفا کرده و روند فراگیری او را تسریع بخشد؛ توجه کنیم تنها اندکی تمرکز به دور از مکث و تمرکز بیش از حد توصیه میشود.
پژوهشگران معتقدند برای آموزش بهتر زبان مورد نظر میتوان از بازی با کلمات، جمله سازی، توجه به آوا و آهنگ کلمات و هر شیوه مناسبی که میتواند اشتیاق زبان آموز را به فراگیری زبان بیشتر کند، استفاده کرد. پژوهشهای تکمیلی نشان میدهد برقراری تعادل بین ساختارهای پایه ای زبان مورد نظر و مفاهیم کلیدی میتواند بهترین شیوه جهت آموزش بهتر زبان دوم باشد و این نکته را نیز به خاطر بسپاریم که تمرکز بیش از حد روی هر یک از بخشهای مکالمه، لغت و دستور زبان، افت شدید دانش آموزان را به دنبال دارد.
استعداد
نخستین شاخص جهت شناسایی توان یادگیری زبان دوم در افراد مختلف، استعداد هر فرد در یادگیری زبان دوم است. در میان جوانان و نوجوانان، استعداد همراه با اشتیاق و انگیزه دو شاخص مهم جهت یادگیری زبان دوم است.
استعداد دانش آموز برای یادگیری زبان دوم به راحتی و با استفاده از آزمونهای ویژه قابل تشخیص است و نکته جالب این که براساس پژوهشهای انجام شده، پس از شاخص سن ، استعداد فرد دومین عامل مهم جهت یادگیری زبان دوم است.
به عقیده پژوهشگران مفهوم استعداد در یادگیری زبان دوم، ترکیبی از چند شاخص شامل، حساسیت در تشخیص اصوات که عامل مهمی جهت تلفظ صحیح کلمات است، حساسیت به شناخت و فراگیری ساختارهای زبان که عاملی جهت فراگیری دستور زبان است و حافظه قوی برای فراگیری سریع آموزهها به ویژه لغات جدید و کاربرد به جا و مجدد آن است که مجموع این شاخصها استعداد فرد برای یادگیری زبان دوم را نشان میدهد.
علاوه بر شاخصهای ذکر شده – استعداد و اشتیاق- سه شاخص سن، قرار گرفتن در محیطی که به زبان موردنظر صحبت میکنند و شناخت و شناسایی تفاوتهای زبانی – لهجه متفاوت افراد با یکدیگر و تشخیص لهجه صحیح- عوامل مهم جهت یادگیری زبان دوم است.
در نهایت، استعداد – که تعاریف متعددی برای آن ارائه میشود- مهمترین شاخص جهت یادگیری زبان دوم به ویژه در میان جوانان و نوجوانان است ، چرا که کودکان اغلب به دلیل کنجکاوی، بکر بودن و محدود بودن آموختههایشان – در صورتی که تحت تعلیم صحیح قرار بگیرند- سریع تر از جوانان و نوجوانان زبان دوم را میآموزند و به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران معتقدند سن کم کودکان خود عاملی تأثیرگذار برای آموزش بوده و نوعی استعداد موسوم به <<استعداد ناشی از پایین بودن سن>> را در آنها ایجاد میکند که این استعداد متفاوت از استعداد جوانان و نوجوانان در یادگیری زبان دوم است. سفر به کشورهای دیگر، قرار گرفتن در شرایط خاص مانند فراگیری زبان، دستیابی به هدفی خاص چون مطالعه کتاب، استفاده از اینترنت، تماشای فیلم یا کارتون مورد علاقه و… برقراری ارتباط با ملتهای دیگر و… از مهمترین علل ایجاد علاقه و اشتیاق در جوانان و نوجوانان برای یادگیری زبان دوم است.
نتیجه گیری
انتخاب زبان دوم و تصمیم برای یادگیری زبان دوم به عوامل متعددی به این شرح بستگی دارد:
- سن شخص
- استعداد، انگیزه و اشتیاق او برای فراگیری
- زمان مناسب برای آموزش
- تفاوت بین توان فراگیری افراد- به ویژه تفاوت در فراگیری یک فرد بومی و غیربومی
- شیوه و برنامه آموزشی
در کودکان، شروع آموزش از سن کم میتواند باعث افزایش تسلط به زبان دوم- بدون تمرکز بیش از حد برای درک و آموزش مفاهیم دشوار- شود که البته ایجاد جذابیت برای آموزش یکی از نیازهای اصلی آموزش در این رده سنی است. انتخاب برنامههای آموزشی منظم، اما با ساعتهای کم و محدود در طول هفته و تکمیل آموزشها با استفاده از کتاب، فیلم، مجله، مسابقهها و… بهترین شیوه آموزشی به کودکان است.
در جوانان و نوجوانان، علاوه بر توجه به نکات ذکر شده لازم است تا آموزشها طبق برنامه ای منظم و ترکیبی از تکرار و تمرین و برقراری ارتباط کلامی یا نوشتاری با افرادی که زبان آموزش داده شده زبان مادری آنهاست، انجام شود.
فراموش نکنیم، آموزش مستقیم شامل پایه ای دستور زبان، فراگیری و به خاطر سپردن لغات جدید و آواشناسی زبان و حفظ تعادل در آموزش همه این نکات است و آموزش باید بر پایه آموزش متعادل مفاهیم و تکمیل آموزشها با استفاده از تجهیزات کمک آموزشی چون فیلم، کتاب و… استوار باشد.
منابع
علی اکبری،احمدرضا. ورودی (Input) در یادگیری زبان دوم،پژوهش زبان های خارجی،۱۳۷۸.
ایروانی،حسن. محدودیتهای ناشی از سن بلوغ در یادگیری زبان دوم: دستیابی به دستور جهانی،پیک نور،علوم انسانی ،۱۳۸۴.
استاینبرگ،دنی. در آمدی بر روانشناسی زبان،ترجمه ارسلان گلفام،انتشارات سمت،۱۳۸۱
www.seemorgh.com
http://fa.wikipedia.org
http://forum.patoghu.com
گردآورنده : سارا رزقی
دکترای زبانشناسی همگانی / کارشناسی ارشد زبانشناسی همگانی / دارای مدرک زبان MSRT / ارائه ی ۶ مقاله پژوهشی / مدرس زبان دانشگاه پیام نور / ۱۱ سال سابقه تدریس در موسسه بین الملل خوارزمی
بدون دیدگاه